رامسر عروس شمال

اطلاعات عمومي در رابطه با شهر زيباي رامسر و ییلاق زیبای جواهرده

اشعار مسجد آدینه جواهرده

 

اشعار مسجد آدینه جواهرده

مسجد آدینه جواهرده رامسر، حکایت تاریخ نیست، بلکه هویت تاریخی ماست. پیامبرش نیز می کوشید تا نه تنها از تاریخ دین حنیف بگوید بلکه از اجداد پاکش تا ابراهیم(ع) سخن به میان آورد. از این روست که تاریخ را به عنوان هویت شناسی افزون بر پندآموزی و عبرت گیری مطرح می کند و خود نیز کنجکاوانه به تاریخ زندگانی اجدادش می نگرد.

چنین چیزی در هر آدمی در زمانی رشد می کند و در نوجوانی و جوانی شکوفایی می گردد ؛ زیرا هویت یابی در این دوران، جوشش درون و نیز جان و روان است.

روزی در بهاری در جورده (جواهرده یا جواهر شهر کنونی) به مسجد آدینه رفتم. شیخ بزرگوار سید ابراهیم ابراهیمیان معروف به پیشنماز که خود دانای روزگار ما بود، در آن جا بود. هوای بهاری و سرد ما را به سمت بخاری هیزمی کشاند که شعله های سرخ و گر گرفته اش تن را جلا و و روان را آرامش می داد. وقتی داخل مسجد می شدیم گرما هری در صورتمان می ریخت و گونه هایمان را سرخ می کرد چنان که سرمای بیرون با سرمای شدیدش این گونه می کرد.

سید پیشنماز تولیت مسجد را به عهده داشت و با محدوده سازی و دیوار کشی با بلوک های سیمانی تلاش می کرد تا از تجاوز بیش تر به حریم مسجد مقدس و تاریخی آدینه جواهرده بکاهد. هنوز ما را به نام تاریخی می شناخت" شل آقاجان مشهدی رضا وچه؛ یعنی پسر مشهدی رضا پسر آقاجان شل آقاخانی". این بدان معنا بود که تیر و طائفه ما را به خوبی می شناخت.

گفت و گو از مسجد و برخی از تجاوزات بود. سید می گفت: کربلای محمد تقی شل آقاخانی عمویت قدر مسجد را ندانست و حرمت تولیت را نگه نداشت و موقوفات آن را به تکاهل و تساهل از دست داد. زمین های موقوفی مسجد چند برابر فضای کنونی آن است و مردم به سال های دهه پنجاه خورشیدی بسیاری از این زمین های مسجد را گرفتند و در زمین موقوفه ساخت و ساز کردند.

آن سال ها خیلی تلاش کردم تا به هر شکلی شده پولی جمع کنم و دیوار کشی کنم تا از زمین ها کم تر به تجاوز کم شود. پیش از این به کربلای محمد تقی گفته بودم ولی کاری نکرد. تا این که گفته می خواهم پیش آیت الله بروجردی بروم و تولیت را به کسی دیگر واگذار کنم. با وی به قم رفتم و آقای بروجردی به وی گفت : خودتان به طور طبیعی تولیت را باید داشته باشید، چون شما متولی موقوفات هستید و وقف نامه به نام شماست که از پدر به پسر بزرگ تر می رسد. ولی عمویت نپذیرفت و گفت می خواهم به شما واگذار کنم تا به هرکسی که صلاح می دانید بدهید. این گونه شد که متولی مسجد شدم.(بعدها از عمویم سوال کردم سخن سید را تایید کرد)

به هر حال از زمان شل شریف این خاندان شما بودند که متولی مسجد باستانی و تاریخی و مقدس آدینه بودند ولی این گونه من مسئولیت را به عهده گرفتم.

سپس سید گفت: "شل شریف" خود مجتهدی به نام و دانشمندی بزرگ بود. وی افزون بر مال و ثروت، از علم و دانشی بسیار نیز برخوردار بود. شل شریف که نیا و جد بزرگوار شما خاندان شل آقاخانی های رامسر و تنکابن است، این مسجد را در دوره صفوی بازسازی کرد، چنان که در اشعار همین ستون ها این معنا بیان شده است. علت بازسازی مسجد از آن رو بوده که بهمنی ویرانگر چنان که در افواه مردم و نیاکانم است و یا زمین لرزه ای ویرانگر چنان که در اشعار ستون آمده بود ، مسجد به کلی نابود شد و ویران گردید. البته بارها سخن از سقوط بهمن به میان آمده است و شاید آن بازسازی بر پایه زلزله غیر از بازسازی های دیگری است که به علت بهمن رخ داده است. 

سید سپس با اشاره به نوشته ها و اشعار روی ستون چوبی سقف گفت: اشعاری در وصف این ویرانی و بازسازی در دوره صفوی سروده شده که هنوز باقی است. از وی خواستم به سبب آن که به خطوط آن آشنایی ندارم، برایم آن اشعار را به خط مبارک خود مکتوب کند. وی با دستان خویش این اشعار را بر روی کاغذی نوشت.

ناگفته نماند که مسجد آدینه در اثر بی مبالاتی و آتش افروزی بیش از اندازه بخاری هیزمی وسط مسجد یا به صاعقه ای که به درخت مجاور آن برخورد کرده بود بنا بر قولی، در حادثه تاثیربرانگیز از میان رفت و سوخت و به جای آن مسجد به سبک و سیاق امروزی با سیمان و بلوک و آهن ساخته شد. اما آن اشعار:

بنام  خدای  علیم   و      قدیم                   به مسجد تزلزل  بطین بپا شد

بنوعی    بلرزید  زمین   خیال                    تو گفتی مگر که قیامت بپا شد

بنای  مساجد  مَشاهد  همه                   از این شور صَدمه بمثل هوا شد

ز  بهر  بنای   چنین  مسجدی                  مُدرّس چو باعث بصدق صفا شد

شریفا  جهان  علوم  و    کمال                مُتوّل  موفق به هر دو سرا   شد

محیط   فضائل   سپهر     هنر                  علیم   قواعد    غمام  زکا   شد

بنا کرد  بلطف  خدای    جهان                 باندک زمانی چنین  با  ضِیا  شد

چه عالی بنایی ز رای  شریف                 گروهی ملک را در او  التجا  شد

گذرگاه  خضر  و  مقام   مسیح                از این تا قیامت ز فضل خدا  شد

تبارک تعالی چه مسجد که گویی            چو کعبه مُعظم  مُبارک بنا  شد

خلایق نمودند بسی سعی خیری           خداوند بلطفش از ایشان رضا شد

بگفتم نمایم  چو  از  بهر    تاریخ             خیالی امینی خِرَد  بر  ملا   شد

بگفتا " سلیمان " چرا تو غمینی             تو را هم مددکار حامی خدا  شد

ببین  و  بسنجش  بتاریخ  او                  ز  روی  معما  نکاتش  ادا   شد

تامّل نما  و  بگو  از  سر  فیض               مکان  عبادت  محل  دعا   شد.

+   92/05/01    محمد  |